
یکی از آسانترین روشها برای افزایش سریع فروش، استفاده از تبلیغاتی است که مخاطب را ترغیب میکند تا با شما تماس گرفته و محصولات یا خدمات شما را سفارش دهد.
عنوان مهمترین بخش یک تبلیغ چاپی و همینطور تبلیغات آنلاین در یک متن تبلیغات خلاقانه به شمار میرود و برای موفقیت تبلیغ حیاتی است. 95 درصد افراد، فقط عنوانها را میخوانند و اگر عنوان به اندازه کافی جذاب باشد، مطلب را میخوانند. وقتی روزنامه میخوانید، چه چیزی شما را به خواندن مقالهای خاص ترغیب میکند؟ بله عنوان مقاله. در حقیقت خواندن روزنامه بررسی عناوین است و هرگاه به عنوان جالبی برسید، متن آن را میخوانید.
هرگاه عنوانی به ذهنتان رسید با بررسی 10 معیار زیر میتوانید تشخیص دهید که آیا عنوان مورد نظر مناسب است یا خیر. عنوان مناسب عنوانی است که حداقل چند مورد از ده مورد زیر در آن رعایت شده باشد.
ده معیار برای تشخیص مناسب بودن عنوان در تبلیغ نویسی
1. آیا عنوان بزرگترین مشکل، نگرانی یا آرزوی مشتری را مورد هدف قرار داده است؟
عنوان نباید خستهکننده، کلیشهای، گیجکننده یا خودمحور باشد. یکی از نامناسبترین عناوین، نوشتن نام شرکت یا کسبوکار به جای عنوان است. به یاد داشته باشید که هدف اصلی عنوان ایجاد جلب توجه است تا مخاطب را به خواندن ادامه تبلیغ ترغیب کند. اغلب افراد در طراحی آگهیهای مجلهها یا در نوشتن متن تبلیغاتی تراکت، نام کسبوکار خود را در محل عنوان قرار میدهند و درصد بالایی از خوانندگان را از دست میدهند.
در بررسی که بر 300 آگهی مجلههای ایرانی انجام دادم، مشخص شد که در 71 درصد آگهیهای مجلههای ایرانی، به جای عنوان نام کسبوکار نوشته شده است.
2. آیا از عناوین ابهامبرانگیز، خندهدار و بامزه استفاده میکنید؟
اگر اینطور است، عنوان را عوض کنید. بسیاری از مردم فکر میکنند تبلیغات خوب باید مردم را بخنداند یا هوشمندی طراح آن را به نمایش بگذارد. تبلیغات رادیویی عملا به لطیفههای بیمزه تبدیل شدهاند. عناوینی مانند «زنگها چه کسی را صدا میکنند؟» شاید جالب باشد اما باعث فروش بیشتر نمیشود. عنوانی باعث فروش میشود که احساسات افراد را برانگیزاند و در آنها انتظار دستیابی به محصول را ایجاد کند. یادتان نرود، هدف از تبلیغات فروش بیشتر است. عنوانی مانند «گامی دیگر در ارتقای صنعت» از عناوین نامناسب و مبهم است.
3. آیا عنوان از واژههای قدرتمند استفاده میکند؟
واژههای قدرتمند باعث افزایش فروش میشوند. سعی کنید حداقل یک واژه قدرتمند در عنوان خود استفاده کنید. واژههای قدرتمند باعث جلب توجه میشوند و احتمال خوانده شدن آگهی و همچنین فروش را افزایش میدهند. یکی از راههای نوشتن جملات تاثیرگذار در تبلیغات استفاده از واژههای قدرتمند است.
4. آیا عنوان مشتری را مخاطب ساخته است یا بسیار کلی است؟
سعی کنید با عنوان، بازار هدف مورد نظر خود را جدا کنید. همانطور که در یک جمعیت با صدا زدن دوست خود، او را از دیگران جدا میکنید، در خواننده این احساس را ایجاد کنید که تبلیغ دقیقا برای او نوشته شده است.
به عنوان مثال: چگونه هر مرد 50 تا 65 ساله میتواند از این روش جدید برای بهبود کمردرد خود استفاده کند؟
عنوانی مانند «یک فرصت استثنایی» بسیار کلی است و گروه خاصی را مورد هدف قرار نمیدهد.
بنابراین در نوشتن متن تبلیغاتی برای جذب مشتری میتوانید روی گروه خاصی تمرکز کنید.
5. آیا شکلبندی عنوان مناسب است؟
منظور از شکلبندی همان ظاهر گرافیکی عنوان است. از فونتهای بزرگ استفاده کنید و سعی کنید عنوان یک خط را پر کند. از رنگهای معکوس استفاده نکنید. متن سفید را بر زمینه مشکی قرار ندهید. البته، بسیاری از سازندگان تبلیغات برای جلب توجه این کار را انجام میدهند؛ اما سالها بررسی نشان داده که این کار میزان پاسخ به آگهی را کمتر میکند.
6. آیا عنوان، علایق شخصی خواننده را تحریک میکند؟
تمام چیزی که خواننده به آن فکر میکند آن است که آگهی چه سودی برایش دارد. خوانندگان به سابقه کاری، نام شرکت شما و چیزهای دیگر اهمیت نمیدهند، مگر آنکه احساس کنند در تبلیغ شما سودی برای آنها وجود دارد. آنها میخواهند بدانند که اگر محصول شما را بخرند چه چیزی را به دست میآورند. مردم به دنبال علایق، عشق، غرور، تحسین و زیبایی هستند. یکی از این موارد را مورد هدف قرار دهید.
7. آیا عنوان کاملا واضح و شفاف است؟
اگر از عناوین گیجکننده و ابهامبرانگیز استفاده کنید، بخشی از خوانندگان را از دست خواهید داد. عنوان باید به سادگی و به راحتی خواننده را به ادامه آگهی هدایت کند و جای حدس و گمان باقی نگذارد؛ به عنوان مثال، عنوان «یک لحظه استثنایی» مشخص نمیکند آگهی در مورد چیست. این آگهی یک عطر بود که در مجلهای چاپ شده بود. البته هدف این تبلیغ افزایش فروش نبود، بلکه برندسازی مورد نظر سازنده بود.
8. آیا عنوان ویژه و دقیق است؟
دقیق بودن عنوان باعث اعتبار آن میشود. مردم آنقدر دروغ شنیدهاند که به تبلیغات کاملا بدبین هستند و ادعایی جدید را به سختی باور میکنند.
فردی به نام ست گادین کتابی با نام «تمامی بازاریابان دروغگو هستند» نوشته است و در آن توضیح میدهد که پیشفرض بسیاری از خریداران آن است که فروشنده دروغگو است. اگر به کلیگویی و ادعاهای بزرگ بپردازیم، به خریدار کمک میکنیم تا از خرید منصرف شود.
9. آیا برای تهیه عنوان وقت کافی اختصاص دادهاید؟
معمولا انتخاب عنوان به وقت زیادی نیاز دارد و به اندازه تمامی بخشهای دیگر آگهی اهمیت دارد. بسیاری از سازندگان تبلیغات خود را مقید میسازند که مثلا حداقل 100 عنوان بنویسند و سپس یکی از آنها را انتخاب کنند. یادتان باشد اگر عنوان مناسب نباشد، فرقی نمیکند بقیه آگهی چگونه باشد.
10. آیا عنوان باورکردنی است؟
ادعاهایی که خواننده را عصبی میکند، باعث از بین رفتن فروش میشود. شخصی ادعا داشت میتواند درآمد هر حسابدار را در مدت سی روز سه برابر کند. این ادعا باورکردنی نیست. اگر ادعاهایی این چنین دارید، آن را در عنوان جای ندهید، بلکه در بخش نظرات مشتریان بنویسید.
16 راه برای ساخت عناوین جذاب در متن تبلیغات خلاقانه
1. سرعت دستیابی به نتیجه را با آمار و ارقام بیان کنید
برای مردم سرعت اهمیت زیادی دارد، در خریدهای پستی مردم ترجیح میدهند از فردی خرید کنند که کالا را زودتر بهدستشان میرساند. همچنین دوست دارند با استفاده از محصول، در کمترین زمان به نتیجه مورد نظر برسند. اگر بهترین قرصهای لاغری را بفروشید اما زمان تاثیر آنها یک سال باشد، به احتمال زیاد شکست خواهید خورد. مثالی از عنوان مناسب: «ببینید چگونه دکتر فرضی، ترس از ارتفاع شما را در پانزده دقیقه درمان میکند.»
2. میزان نتایج را با عدد بیان کنید
در عنوان، از مقادیر نامفهوم مانند خیلی، به مقدار قابل توجه، سریع و … استفاده نکنید مگر آنکه آنها را با مقداری واقعی همراه سازید.
مثال: روشی برای لاغری سریع، در شش هفته گذشته، هشت کیلو وزن کم کردم.
3. نتایج خود را با نتایج رقبا مقایسه کنید
مثال: یک سایت معمولی در ماه به طور متوسط 48 هزار تومان درآمد کسب میکند. درآمد اعضای سایت ما، 230 هزار تومان در ماه است. آیا میخواهید دلیل آن را بدانید؟
4. به تصویر کشیدن نتیجه
مثال: من روشهای بازاریابی مختلفی را امتحان کردم و نتیجهای نگرفتم تا سرانجام این روش را امتحان کردم، در هفته اول 820 هزار تومان سود کردم.
5. نتایج را با افراد آشنا و سرشناس مرتبط سازید
تاثیر جمع و افراد سرشناس بر تصمیمگیریهای خرید غیرقابل انکار است. شما اگر بدانید تمامی دوستان شما از ژل موی خاصی استفاده میکنند، ترغیب میشوید همان خرید را انجام دهید. بنابراین یکی از راههای نوشتن جملات تاثیرگذار در تبلیغات استفاده از اثر جمع است.
مثال: وقتی دریافتم هنرپیشه معروف از ژل موی … استفاده میکند، نظرم کاملا عوض شد.
6. نتیجه را به سوال تبدیل کنید
مثال: آیا میخواهید در سه ماه به مکالمه با افراد انگلیسی زبان بپردازید؟
7. اطلاعات مفیدی را برای دستیابی به نتایج بیان کنید
دادن اطلاعات رایگان و با ارزش، از بهترین روشها برای جذب مخاطب است. مثال: دانلود کتاب الکترونیکی رایگان هفت قدم برای رسیدن به وزن ایدهآل.
8. داستانی از موفقیت شخصی بگویید
مغز انسان اغلب اطلاعات را به صورت تصویر و داستان ذخیره میکند. برای همین است که مردم علاقه فراوانی به داستان دارند و بسیاری از مطالب آموزشی در قالب داستان ارائه میشود.
مثال: چگونه توانستم در کمتر از یک ماه هزار جلد از کتابم را بفروشم.
9. نتیجه را به صورت قبل از… و بعد از… بیان کنید
مثال: قبل از استفاده از دستگاه بدنسازی انواع رژیمها را امتحان کردم؛ اما بعد از آن با تلاشی کمتر به وزن مناسب رسیدم و توانستم در یک ماه 5 کیلو وزن کم کنم.
10. بر جدید بودن تاکید کنید
مردم به دنبال چیزهای قدیمی و تکراری نیستند. آنها به دنبال موارد جدید هستند. برای واضحتر شدن مطلب لطفا این دو عنوان را با هم مقایسه کنید:
1. روشی برای افزایش حافظه در 3 روز
2. روشی کاملا جدید برای افزایش حافظه در 3 روز
تاثیر عنوان دوم بسیار بیشتر از عنوان اول است؛ زیرا در عنوان دوم بر جدید بودن تاکید شده است.
11. بر پیشنهاد فروش منحصربهفردتان تاکید کنید
مثال: دوره آموزش شنا، در سه هفته با فیلم آموزشی رایگان
12. مشتری را به مبارزه بطلبید
مثال: من با روشهای قانونی توانستم مالیات خود را به نصف کاهش دهم، شما چطور؟
13. طرز فکر مشتری را زیر سوال ببرید
البته این روش همیشه کارساز نیست و باید با احتیاط استفاده شود؛ زیرا مردم معمولا علاقهای به تغییر دیدگاه خود درباره یک محصول ندارند.
مثال: مشکل بسیاری از کارآفرینان نداشتن سرمایه نیست؛ بلکه نداشتن پشتکار کافی است.
14. به خواننده هشدار دهید
خانم مایا بوردو در پنجمین کنفرانس بازاریابی سخنرانی داشتند و در تحقیقاتی که بر تبلیغات عدم استفاده از دخانیات انجام داده بودند مشخص شده بود که هشدار تاثیر بسیار قویتری نسبت به ترغیب و تشویق دارد؛ ولی اینگونه تبلیغات معمولا اثرگذاری کوتاهمدتی دارند و خیلی زود برای مخاطبان عادی میشوند. مثال: با تبلیغات نادرست، پول خود را دور نریزید.
15. واقعیتی حیرتآور ذکر کنید و آن را به سود تبدیل کنید
مثال1: یک عروسک هزار تومانی با قیمت هفتاد هزار تومان به فروش رسید.
مثال 2: میز کارم را مرتب کردم، روزی 45 دقیقه وقت بیشتر داشتم!
16. یک سوال چندگزینهای مطرح کنید
مردم علاقه فراوانی به سوالات چندگزینهای و حل مساله، جدول و موارد مشابه دارند؛ بنابراین اگر در عنوان از این موارد استفاده کنید معمولا جذابیت تبلیغ بیشتر میشود و توجه را به خود جلب میکند.
مثال: آیا شما هم در خرید خانه این اشتباهات را تکرار میکنید؟
نویسنده: ژان بقوسیان
مرجع: modiresabz.com
گاهی در تبلیغ نویسی صفحه محصول لازم است به رقیبان بپردازیم؛ مثلا رقیبی کارش خوب نیست و با فریب سعی میکند مخاطبان ما را جذب کند. یک مثال ساده بزنیم. برخی از موبایلفروشها قیمت موبایلی را 200 هزار تومان کمتر از قیمت واقعی آن اعلام میکنند. وقتی درخواست خرید آن موبایل را دارید میگویند باید اپلیکیشنهای لازم را خودمان نصب کنیم، در غیر اینصورت موبایل را به شما نمیفروشیم! برای نصب اپلیکیشن هم 300 هزار تومان دریافت میکنند!
افراد زیادی هم در صنعت آموزش وجود دارند که یک محصول آموزشی میخرند؛ آن را چند بار مشاهده میکنند و بلافاصله محصولی با همان موضوع تولید میکنند و تبلیغ میکنند تا بفروشند. حالا فرض کنید محصول آموزشی شما را خریداری کردهاند و از مطالب آن، یک آموزش ساختهاند که کپی مطالب شما است.
سوال این است که چگونه در صفحه محصول خودمان با تبلیغ نویسی حرفهای مخاطبان را متقاعد کنیم کار ما بسیار بهتر و حرفهای تر است و کار رقیبان سوالبرانگیز است.
روش اشتباه تبلیغنویسی: بدگویی از رقیبان
شاید تصمیم بگیریم موضوع را در صفحه محصول توضیح بدهیم و بگوییم برخی از رقیبان موبایلفروش ما فریبکار هستند و معیارهای اخلاقی را رعایت نمیکنند. یا برای برای مثال دوم بگوییم این مدرس جدید بسیار مبتدی و تازهکار است و مطالبش را از ما کپی کرده است. این روشها معمولا اوضاع را برای ما بدتر میکند. خیلی از مخاطبان فکر خواهند کرد که ما با این افراد مشکل شخصی داریم یا آنها واقعا قوی و مهم شدهاند که اینقدر نگران این موضوع هستیم. پس در تبلیغ نویسی حرفهای بهتر است هیچگاه بهطور مستقیم رقیبان را زیر سوال نبریم.
در ادامه مقاله روشی بسیار حرفهای را توضیح میدهیم تا ضعف رقیبان را برملا کنید بدون آنکه از آنها بدگویی کنید. همچنین به مخاطب نشان بدهید که واقعا به فکرش هستید و نمیخواهید در خریدهای خودش متحمل ضرر شود.
کاشتن بذر تردید
در تبلیغ نویسی پیشرفته روشی بسیار جالب و حرفهای وجود دارد که نامش «کاشتن بذر تردید» در ذهن مخاطب است. در این روش که یک روش تبلیغات خلاقانه است بهجای گفتن هر نکته منفی درباره رقیبان، با پرسیدن سوالاتی تاملبرانگیز مخاطب را به فکر وا میداریم تا حقایقی برایش برملا شود که از آن اطلاع ندارد. سپس خودش به این نتیجه میرسد که کار رقیبان مشکل دارد و باید به خود شما مراجعه کند.
مثال اول: آموزش کسب ثروت
فرض کنید شما آموزش کسب ثروت میدهید و یکی از رقیبان شما جلوی یک اتومبیل گران چند میلیاردی فیلم تهیه میکند تا این ذهنیت را القا کند که خودش ثروتمند است. شما میتوانید در صفحه محصول خود بنویسید: «آیا تا به حال فکر کردهاید که چرا برخی از مدرسهای کسب ثروت همیشه جلوی ماشین میایستند و داخل اتومبیل نمینشینند تا آموزش بدهند!؟» شما با همین یک جمله بذر تردید را در ذهن مخاطب میکارید و مخاطب به چیزی فکر میکند که شاید تا به حال به آن توجه نکرده بود.
مثال دوم: همایش بزرگ بازاریابی اینترنتی
رقیب شما در حال تبلیغ و ثبتنام یک همایش بزرگ بازاریابی اینترنتی است و مطالبش را از شما برداشته و میخواهد با نام خودش ارائه کند. شما میبینید این رقیب گرامی در چند جای شهر بیلبورد اجاره کرده است. شما کافی است در صفحه محصول بازاریابی اینترنتی خود بنویسید: «آیا عجیب نیست افرادی که ادعا میکنند به بازاریابی اینترنتی مسلط هستند چرا خودشان برای بازاریابی از بیلبورد استفاده میکنند!؟» همین یک جمله کافی است تا بسیاری از مخاطبان متوجه شوند اصل ماجرا چیست. شما در این جمله نه از خودتان تعریف کردهاید و نه به رقیب بیاحترامی کردهاید. فقط از موضوعی تعجب کردهاید.
مثال سوم: فروشنده عطرهای تقلبی
رقیب شما عطرهای تقلبی میفروشد و آن را بهجای عطر اصل ارائه میدهد. برای شکست دادن شما، عطرها را با قیمت پایینتری ارائه میدهد و ادعا میکند عطرهایش اصل هستند. شما میتوانید به شوخی بنویسید: «برخی از همکاران ما آنقدر به فکر مردم هستند که عطر 99 دلاری را تهیه میکنند و هزینه حمل آن را هم از خارج، خودشان به عهده میگیرند و آن عطر را با قیمت 3000.000 تومان میفرشند. اگر کارخانه خارجی سازنده از این همکار ما خرید کند کلی سود خواهد کرد!»
مثال چهارم: موبایل ارزان
رقیب شما موبایل گلکسی نوت را 500.000 تومان ارزانتر از بقیه میفروشد. روش کارش این است که مداد اوریجینال را خارج میکند و یک مداد قلابی جای آن قرار میدهد. شما نمیتوانید وارد رقابت قیمت شوید. کافی است از روش کاشتن بذر تردید در علم تبلیغ نویسی استفاده کنید. فقط بگویید: «برخی از همکاران قیمت موبایل را پایینتر از قیمت واقعی میفروشند و عجیب است که همیشه مداد اوریجینال همان گوشی را جداگانه دارند و با قیمت 800 هزار تومان میفروشند!»
پس دیدیم که اغلب بهتر است رقیبان را بهصورت مستقیم زیر سوال نبرید و از آنان بدگویی نگویید. از روش کاشتن بذر تردید استفاده کنید!
نویسنده: ژان بقوسیان
منبع: modiresabz.com
به شما تبریک میگویم. قرار است بهزودی نویسنده کتاب شوید. حتی شاید ماه بعد نوشتن کتابتان تمام شده باشد! اگر این موضوع برایتان جذاب است به خواندن این مقاله ادامه بدهید! در این مقاله تمامی مراحل نوشتن کتاب تا چاپ قدم به قدم توضیح داده میشود.
هدف از نوشتن کتاب
یکی از سوالات مهم قبل از نوشتن کتاب آن است که هدف از نوشتن کتاب چیست. در زنجیره محصولات، کتاب میتواند جزو محصولات ارزان شما باشد. حتی میتواند محصولی رایگان باشد! یک استراتژی بسیار عالی این است که به کتاب بهعنوان محصولی برای ایجاد سود نگاه نکنیم! اگر تعداد زیادی از کتابمان را حتی با قیمت تمام شده بفروشیم، مسیر تبدیل شدن به مدرس مرجع را با سرعت بسیار بیشتری طی خواهیم کرد. کسانی که با خواندن کتاب، به آموزشهای ما علاقهمند میشوند، خیلی راحت حاضر میشوند مبالغ بسیار بیشتری بپردازند و از آموزشهای تخصصیتر ما استفاده کنند.
حتی میتوانید در خود کتاب، تبلیغ محصولات دیگر را انجام دهید و مثلا توصیه کنید یک ویدیوی آموزشی را تهیه کنند. به این ترتیب کتاب ابزاری عالی برای بازاریابی آن فیلم آموزشی خواهد بود. پس یکی از قویترین استراتژیها این است که کتاب را با سود بسیار ناچیزی بفروشید و از آن بهعنوان ابزاری برای بازاریابی محصولات و خدمات گرانتر استفاده کنید.
امیدوارم با توضیحاتی که دادم انگیزه کافی ایجاد شده باشد تا پروژه نوشتن کتابتان را هرچه زودتر شروع کنید. برای نوشتن و انتشار کتاب باید کارهایی انجام شود.
بخشی از کارها را شما بهعنوان نویسنده انجام میدهید و برخی دیگر را ناشر شما. البته خودتان میتوانید هم ناشر باشید و هم مولف؛ ولی شاید برای شروع، گزینه راحتتر این باشد که فقط بر نوشتن تمرکز کنید و انتشار کتاب را به یک ناشر واگذار کنید.
چهار مرحله از کار باید توسط شما یا تیمتان انجام شود، قبل از اینکه کتاب به ناشر تحویل داده شود.
1. نوشتن متن کتاب
بهتر است نوشتن متن کتاب را با تایپ در نرمافزار ورد انجام دهید. کل کتاب را در یک فایل ننویسید. برای هر فصل یک فایل جدید ورد باز کنید و مطالب آن فصل را بنویسید. یک فایل را هم به صفحات اولیه کتاب و فهرست و مقدمه اختصاص بدهید. هنگام نوشتن کتاب بهتر است بر جزئیات و اشتباهات نگارشی و … کمتر تمرکز کنید چون سرعت نوشتن را کاهش میدهد. بعدا میتوان این موارد را تصحیح کرد.
2. ویرایش
بعد از نوشتن متن، نوبت ویرایش است. ویرایش کتاب کاری تخصصی است. باید نکات لازم را یاد بگیرید یا این کار را به یک ویراستار حرفهای محول کنید. در این مرحله، جملات سادهتر و قابلفهمتر میشوند. همچنین اشتباهات املایی، نگارشی، نقطهگذاری و … تصحیح میشود.
البته توجه کنید که پس از تصحیح متن توسط نرمافزار لازم است ویرایش بیشتری انجام شود. این نرمافزار بخش عمدهای از کار ویرایش را انجام میدهد، ولی در هر صورت متن باید توسط شما یا یک متخصص، نهایی شود.
3. صفحهآرایی
مرحله بعدی صفحهآرایی کتاب است. منظور از صفحهآرایی تبدیل کردن متن به قالب کتاب است. در صفحهآرایی دقیقا نسخه نهایی قابل چاپ را درست میکنیم. ابعاد کتاب را تعریف میکنیم. شماره صفحات و عکسها را اضافه میکنیم و کارهای دیگری که کتاب را آماده چاپ میسازد.
صفحهآرایی را میتوان با نرمافزار ورد انجام داد، ولی افراد حرفهای از نرمافزار Adobe InDesign استفاده میکنند.
نکات ریزی وجود دارد که باید هنگام صفحهآرایی رعایت شود؛ مثلا بهتر است اولین صفحه هر فصل در صفحات فرد قرار گیرد. همچنین اولین سطر یک صفحه نباید نصفه باشد. فاصله عمودی خطوط هم مهم است و در زیبایی متن بسیار اهمیت دارد.
در نهایت از کتاب با فرمت پیدیاف خروجی گرفته میشود. این خروجی فایلی است که برای چاپ کتاب در چاپخانه استفاده خواهد شد.
4. طراحی جلد
طراحی جلد معمولا با نرمافزار فتوشاپ انجام میشود. جلد کتاب سه قسمت دارد. جلد، عطف و پشت جلد. منظور از عطف قسمتی از جلد است که جلد و پشت جلد را به هم متصل میکند. چون ضخامت کتابها متفاوت است، ضخامت عطف با توجه به تعداد صفحات تعیین میشود. وقتی کتاب در کتابخانه قرار میگیرد جلد و پشت جلد دیده نمیشود و فقط قسمت عطف آن دیده میشود. در طراحی جلد کتاب معمولا یک فایل مسطح طراحی میشود که جلد، عطف و پشت جلد روی آن قرار دارد.
برخی از ناشران شاید خودشان کارهای ویرایش، صفحهآرایی و طراحی جلد را بهعهده بگیرند. آنها اغلب معیارهای مشخصی دارند که باید در طراحی جلد و صفحهآرایی رعایت شود.
پس باید یک تصمیم مهم بگیرید. آیا میخواهید سلیقههای شما دقیقا اعمال شود؟ یا ناشر طراحی جلد و صفحهآرایی را با معیارهای خودش انجام دهد؟ من ترجیح میدهم تمام مراحلی که گفتم توسط خودمان انجام شود.
پس از انجام مراحلی که توضیح دادم، فایل پیدیاف نهایی کتاب را همراه فایل فتوشاپ جلد به ناشر تحویل میدهید تا کارهای بعدی را انجام دهد. ناشر شما 4 کار مهم انجام میدهد.
1. ثبت در کتابخانه ملی
اولین کار ناشر ثبت کتاب شما در کتابخانه ملی ایران است. هر کتابی در جهان یک کد یا شماره استاندارد دارد که شابک نامیده میشود. قبلا ناشر به شما یک شماره «شابک» داده است و این شماره را در صفحات ابتدایی کتاب در بخش شناسنامه کتاب درج کردهاید؛ مثلا شماره شابک کتاب «مدرس مرجع» 9786002741479 است.
ثبت کتاب در کتابخانه ملی که توسط ناشر انجام میشود، فرایندی آنلاین است و در سایت کتابخانه ملی با آدرس nlai.ir انجام میشود. هنگام ثبت کتاب اطلاعات نویسنده هم ثبت میشود، اطلاعاتی مانند سال تولد، کد ملی و …
2. تایید وزارت ارشاد
پس از ثبت کتاب توسط کتابخانه ملی، نسخه نهایی کتاب برای وزارت ارشاد ارسال میشود تا بررسی شود. این فرایند هم با توجه به محتوای کتاب شاید تا چند هفته طول بکشد. پس از اینکه کتاب توسط وزارت ارشاد تایید شد، دیگر نباید کوچکترین تغییری در محتوای آن ایجاد کنید. اکنون ناشر میتواند با مجوزی که از وزارت ارشاد گرفته کتابتان را برای چاپ به چاپخانه تحویل بدهد.
3. چاپ کتاب
چاپخانهها فقط زمانی حق دارند کتاب را چاپ کنند که مجوز وزارت ارشاد آن صادر شده باشد. تیراژ کتاب در قیمت تمام شده کتاب بسیار موثر است. شاید کمترین تیراژ مناسب 2000 نسخه باشد. اگر بخواهید از کتابتان 1000 نسخه چاپ کنید، قیمت تمام شده هر کتاب افزایش چشمگیری خواهد داشت.
البته امکان چاپ دیجیتال هم وجود دارد و میتوان کتاب را حتی با تیراژ 10 عدد چاپ کرد؛ ولی یادتان باشد شما میخواهید مدرس مرجع شوید! پس از همین الان سعی کنید کتاب را به تعداد کافی چاپ کنید.
چاپ کتاب حدود یک هفته تا ده روز طول میکشد. البته چاپ احتمالا در یک یا دو روز انجام میشود؛ ولی برای صحافی کتابها به چند روز زمان نیاز است.
4. اعلام وصول
مرحله آخر کار که توسط ناشر انجام میشود «اعلام وصول» کتاب است. در این قدم کتاب چاپشده برای وزارت ارشاد ارسال میشود. همینطور معمولا تیراژ کتاب بررسی میشود که با تعداد اعلامشده در کتاب مطابقت داشته باشد. پس از طی شدن این مرحله کتاب شما میتواند عرضه شود تا فروش آغاز شود.
تبریک میگوییم. کتابتان چاپ شده و آماده فروش است. البته فعلا فقط مراحل کار را توضیح دادیم. احتمالا دقیقا نمیدانید نوشتن کتاب را چطور آغاز کنید و چگونه در 30 روز آن را به پایان برسانید. پس بخش بعدی را مطالعه کنید.
در این قسمت یک تکنیک نوشتن کتاب توضیح میدهیم که بسیار ساده و کاربردی است. این روش فقط برای نوشتن کتابهای آموزشی قابل استفاده است. با این روش نمیتوانید کتاب داستان بنویسید. البته شما یک مدرس مرجع هستید، پس کارتان آموزش به دیگران است.
1. انتخاب موضوع کتاب
اولین قدم انتخاب موضوع کتاب است. در دوره کارخانه تولید اطلاعات به شرکتکنندگان توصیه میکنم بیشتر دنبال انتخاب نتیجه باشند تا موضوع. افراد کتاب میخوانند تا به نتیجه مورد نظرشان برسند یا حداقل به آن نزدیکتر شوند.
اوایل کار هرچه موضوع انتخابی شما خاصتر باشد، احتمال موفقیت بیشتر است؛ مثلا «مدیریت زمان» موضوع خوبی برای کتاب نیست، چون خیلی کلی است. اگر کمی در گوگل و سایتهای دیگر تحقیق کنید شاید متوجه شوید افراد در حوزه مدیریت زمان دنبال چه نتایج دقیقتری هستند و به این موضوعها بپردازید.
با یک جستجوی ساده در گوگل متوجه میشوید اغلب جستجوکنندگان دنبال چه چیزی هستند. کافی است عبارت «مدیریت زمان» را جستجو کنید. گوگل در قسمت پایین نتایج جستجو، نشان میدهد افراد چه عبارتهای مرتبط دیگری را جستجو کردهاند؛ مثلا یکی از توصیههای گوگل «مدیریت زمان با استفاده از موبایل» است! عالی نیست؟ یک نتیجه بسیار جذاب پیدا کردیم تا دربارهاش کتاب بنویسیم. کافی است در کتاب آموزش دهیم چگونه میتوان با کمک موبایل و اپلیکیشنهای مناسب مدیریت زمان را بهبود داد.
حتی این موضوع یا نتیجه را باز هم میتوان خاصتر کرد. یکی از راهها انتخاب مخاطب خاص است؛ مثلا: «مدیریت زمان با موبایل برای مدیران». توجه کنید که اکنون در حال انتخاب نام کتاب نیستیم. نام کتاب میتواند بسیار جذابتر باشد. فعلا فقط موضوع کتاب را انتخاب میکنیم.
2. انتخاب شش موضوع اصلی
قدم بعدی آن است که 6 زیرمجموعه برای موضوع کتاب انتخاب کنیم. در واقع قفسههای اتاق ذهن خواننده را تعریف میکنیم. اگر جمله قبل برایتان عجیب بود لطفا یک بار دیگر فصل سوم را با دقت بیشتری بخوانید. اگر سادهتر بگویم، سعی میکنیم پاسخ این پرسش را بیابیم: کدام 6 موضوع را نمیتوان از کتاب حذف کرد؟ اگر در حوزهای خاصی تخصص داریم تشخیص این شش موضوع کار خیلی سختی نیست.
اگر به مثال خودمان برگردیم، در کتاب «مدیریت زمان با موبایل برای مدیران» کدام شش موضوع حتما باید در کتاب وجود داشته باشد. شاید شش موضوع اصلی چیزی شبیه مثال صفحه بعد باشد.
شش موضوع اصلی کتاب
1. هدفگذاری
2. تبدیل اهداف به برنامه اجرایی
3. ساخت برنامه ماهانه و روزانه
4. مدیریت زمان با گوشی موبایل
5. حذف عوامل مزاحم در مدیریت زمان
6. مدیریت پروژهها و کارهای بزرگتر
البته این شش موردی که عنوان کردم فقط یک مثال است و جنبه آموزشی دارد. در دنیای واقعی برای انتخاب این 6 موضوع تحقیقات بیشتری لازم است.
3. انتخاب سه زیرمجموعه
حالا باید برای هرکدام از این شش موضوع، سه موضوع فرعی تعیین کنیم. در واقع برای هر موضوع اصلی سه زیرمجموعه مشخص میکنیم؛ مثلا اولین موضوع اصلی «هدفگذاری» است. میتوانیم برای این موضوع، سه موضوع فرعی زیر را تعیین کنیم:
1. انتخاب اهداف مهم
2. ارزیابی اهداف
3. اشتباهات رایج در هدفگذاری
همین کار را برای موضوعهای اصلی دیگر تکرار میکنیم. تا اینجا 18 موضوع داریم که باید در کتاب به آنها بپردازیم.
4. نوشتن شش سوال
حالا برای هرکدام از این موضوعهای فرعی شش سوال مطرح میکنیم؛ مثلا یکی از موضوعهای فرعی «ارزیابی اهداف» است. برای این مورد باید شش سوال مشخص و دقیق بنویسیم.
1. چرا باید پس از انتخاب اهداف آنها را ارزیابی کنیم؟
2. چگونه بفهمیم هدف انتخاب شده با شخصیت ما سازگاری دارد؟
3. چگونه مطمئن شویم هدفی که انتخاب کردهایم ارزشمند است؟
4. اگر هدفی که انتخاب کردیم در ارزیابی رد شود قدم بعدی چیست؟
5. آیا در ارزیابی اهداف، نظر اطرافیان مهم است یا خیر؟
6. آیا هدفی که همه با آن مخالفند میتواند مناسب باشد؟
با نوشتن سوالات، در نهایت به 108 سوال میرسیم که باید پاسخها را بنویسیم. به شما تبریک میگویم. بخش سخت نوشتن کتاب تمام شد! شاید تمام این مراحلی که تا اینجا توضیح دادم در یک روز کاری قابل انجام باشد. کافی است یک روز را به این کار اختصاص دهید و با تحقیق در اینترنت و منابع دیگر و حتی نظرسنجی، به 108 سوال کلیدی برسید که زیربنای کتاب شما را تشکیل میدهد.
5. یافتن پاسخ 108 سوال
قدم بعدی پاسخگویی به سوالات است. شاید این قدم سخت بهنظر برسد ولی خیلی هم سخت نیست. روشهای مختلفی برای پاسخگویی به سوالات وجود دارد. بهتر است ترکیبی از این روشها را استفاده کنید تا کتاب متنوعتر و جذابتر شود.
5 روش برای پاسخگویی به سوالات
1. بینش و تجربیات خودتان
2. تحقیق در اینترنت
3. کتابهای معتبر
4. مصاحبه با افراد اثرگذار
5. نظرسنجی
6. تبدیل 108 پرسش و پاسخ به کتاب!
تا اینجا 108 پرسش و پاسخ دارید. حالا باید این مطالب را به کتاب تبدیل کنید. دستتان کاملا باز است. میتوانید برخی از سوالات و پاسخها را حذف کنید. همچنین این شما هستید که انتخاب میکنید کدام قسمتها کنار هم قرار بگیرند و یک فصل کتاب را شکل بدهند. در این قسمت کار ابهاماتی وجود دارد. در دورههای قبلی «کارخانه تولید اطلاعات» وقتی این روش نوشتن کتاب را توضیح میدادم حضار سوالاتی میپرسیدند. در بخش بعد به پاسخ سوالات رایج میپردازم.
شاید احساس کنید روشی که توضیح دادم شما را تا حدی محدود میکند؛ ولی اینطور نیست! بعد از اینکه 108 سوال و پاسخها را نوشتید، نیازی نیست به مراحل قبل و تقسیمبندی قبلی برگردید. از این لحظه فکر کنید که 108 قطعه ارزشمند از کتاب را دارید و کافی است برخی را حذف کنید، حتی شاید مطالبی خارج از این موارد به آن اضافه کنید و از اول فکر کنید کدام قسمتها کنار هم قرار گیرند. روشی که توضیح دادم فقط یک آلگوریتم ساده است که محتوای زیادی در کمترین زمان تهیه شود.
بگذارید سه مورد که معمولا ابهام ایجاد میکند را بیشتر توضیح دهم.
1. کتاب لزوما 6 فصل نیست!
کتابی که با این روش مینویسید لازم نیست 6 فصل باشد. درست است که شما شش موضوع اصلی انتخاب کردید و کار را پیش بردید؛ ولی شاید تصمیم بگیرید یک موضوع اصلی را به دو فصل تقسیم کنید یا حتی شاید دو موضوع اصلی را ادغام کنید و در یک فصل توضیح بدهید. بعد از تهیه 108 پرسش و پاسخ میتوانید فکر کنید که کتاب چند فصل باشد و موضوع هر فصل چه باشد. در واقع ساختار محتوا را از اول طراحی میکنید.
2. لزومی ندارد از همه 108 مطلب استفاده کنید!
نکته دیگر این است که لزومی ندارد از تمام سوالات استفاده کنید و گاهی 2 یا 3 سوال را میتوان تلفیق کرد. برخی از سوالات شاید کلا از کتاب حذف شود. همچنین شاید هنگام تهیه 108 پرسش و پاسخ، نکاتی به ذهنتان برسد که در هیچکدام از آن 108 مورد وجود ندارد. این موارد را میتوانید به کتاب اضافه کنید.
هدف استفاده از روش 6-3-6 فقط یافتن ایدههایی برای محتوای کتاب است تا با پرورش آنها تبدیل به یک کتاب خوب شود.
3. تمام سوالات را در کتاب ننویسید!
کتابی که با این روش تهیه کردیم مجموعهای از پرسش و پاسخ نیست! پس اینطور عمل نمیکنیم که بهترتیب اول سوال را مطرح کنیم و سپس پاسخ را بنویسیم. شاید بتوان بسیاری از سوالات را به یک عنوان خبری تبدیل کرد.
اگر به اندازه کافی مصمم باشید و نوشتن کتاب را همین الان شروع کنید، ماه بعد متن کتابتان تمام شده است و میتوانید مراحل چاپ کتاب را آغاز کنید!
نویسنده: ژان بقوسیان، نویسنده کتاب مدرس مرجع
منبع: سایت modiresabz.com

تبلیغاتی طراحی کردهاید و اکنون میخواهید منتشر کنید. شاید بهتر باشد قبل از این کار به 9 مورد تبلیغ نویسی زیر توجه کنید و تبلیغ خود را جذابتر کنید. هر چه تبلیغات خلاقانه و جذابتری بسازید، احتمال موفقیت آن بیشتر میشود.
1. آزمایش «خب که چی؟»
وقتی متن تبلیغ خود را نوشتید، آن را بخوانید و ببینید آیا از آزمایش «خب که چی» سربلند بیرون میآید؟ اگر بعد از خواندن تبلیغ، فکر کردید که مخاطب هدف با جمله «خب که چی» به آن پاسخ میدهد، بازنویسی را آنقدر ادامه دهید تا پاسخ مخاطبان چیزی شبیه این باشد: «این دقیقا همان چیزی است که دنبالش بودم. چطور میتوانم آن را بهدست آورم؟» وقتی متن تبلیغ را نقد میکنید، باید بعد از خواندن هر جمله از خود بپرسید: «خب که چی؟» این تکنیکی است که میتواند در تغییر و قویتر کردن متن تبلیغاتی به شما کمک کند.
مثلا فرض کنید در متن تبلیغ نوشتهاید که «ما بزرگترین توزیعکننده ماهی در ایران هستیم». مخاطب میتواند از خود بپرسد: خب که چی؟ ولی اگر بنویسید ماهیهایی عرضه میکنیم که کلسترول ندارد و برای افرادی که مشکل کلسترول دارند مفید است، مشتری شاید بگوید این دقیقا همان چیزی است که میخواستم.
2. استفاده از محرکهای کلیدی
تبلیغ شما باید شامل یکی از محرکهای کلیدی تبلیغ باشد که عبارتاند از: دوری از ترس و درد، کسب لذت و آسایش. اگر تبلیغ شما یک یا چند مورد از آنها را ندارد، فروش فوقالعادهای ایجاد نخواهد کرد. شرکت اپل سالها بهجای تمرکز بر مشخصات فنی گوشی آیفون بر جایگاه و منزلتی تاکید کرده که با داشتن این گوشی کسب میکنید؛ در واقع در تبلیغات خود به محرک کسب لذت تمرکز کرده است. تبلیغات خود را بازبینی کنید و از خود بپرسید: «محصول یا خدمت من در نهایت با کسب چه لذت و آرامشی میشود؟» یا «باعث دوری از چه درد یا ترسی میشود». اگر جواب این سوالات را در تبلیغ منعکس کنید، تبلیغ شما بسیار جذابتر شده است.
3. توجیه مناسب بودن قیمت
باید نشان دهید که قیمت محصول شما در مقایسه با ارزش حاصل از آن قطرهای در دریا است. البته باید کیفیت محصول شما در حدی باشد که ارزش زیادی داشته باشد. محصولی تولید کنید که بتوانید قیمت آن را تا 10 برابر قیمت اصلی افزایش دهید. اگر محصولی تولید کنید که تا این حد ارزندهتر از قیمت خود باشد، فروش تعداد زیادی از آن، بسیار سادهتر میشود.
خیلیها محصولاتی عالی میفروشند؛ ولی به دلیل کمبود اطلاعات، از تمام مزایای محصول خود آگاه نیستند و در تبلیغ خود این موضوع را منعکس نمیکنند.
4. شناخت دقیق مخاطبان
بازار هدف خود و ترسها، نیازها، نگرانیها، باورها، رفتارها و علایق آنها را بشناسید. کریستین بوک میگوید: «روش من برای متقاعد کردن گروه هدف، تماس با آنها و دعوت یک یا دو نفر از گروه برای شام و صحبت جدیتر است. همچنین با 15 تا 40 نفر از آنها تماس تلفنی میگیرم تا نظرات زیادی به دست آورم. به جلسات و نمایشگاههایی میروم تا آنها را پیدا کرده و با کلیات شخصیت آنها آشنا شوم. در حالت ایدهال، تعدادی از آنها را سالها در زندگی خصوصیشان همراهی میکنم. به این ترتیب، انگیزههای کلیدی واقعی آنها را میشناسم.
5. نوشتن به زبان خودمانی
از سبکی محاورهای و طبیعی استفاده کنید. همانطور که میگویید، بنویسید. از زبانی استفاده کنید که درک آن ساده و راحت است. به همان زبانی بنویسید که مشتریانتان صحبت میکنند. از نوشتن متون خشک و رسمی اداری یا استعارات بیمورد بپرهیزید. بسیاری از تبلیغات ایرانی شامل جملاتی هستند که از دید مخاطب دوستانه و خودمانی نیستند؛ مثلا: «شرکت … با پیمودن گامهای ترقی در عرصه صنعت و رسیدن به افق خودکفایی، مفتخر است…». چنین جملاتی از جذابیت تبلیغ میکاهد.
6. شناسایی فرصتها
توجهی دقیق به رویدادها و اتفاقات در اخبار داشته باشید که میتوان از آنها استفاده کرد. موضوعی مناسب را انتخاب کنید و در برقراری ارتباط مفید با مشتریان فعلی، تبلیغ کردن برای مشتریان جدید و جستجوی شهرت در رسانهها از آن استفاده کنید. موضوعی که بازار هدف درباره آن صحبت میکند حتما جذابیت دارد و میتواند باعث جذابیت تبلیغ شما شود.
7. آغاز تبلیغ با بهترین نقطهقوت
وقتی نوشتههای خود و بهخصوص نوشتههای دیگران را میخوانم، میبینم که ارزشمندترین مورد را برای آخر کار گذاشتهاند. بهتر است آن را به جایگاه اول منتقل کنیم. جذابیت اول تبلیغ بسیار مهم است و باعث میشود به ادامه تبلیغ توجه شود.
8. ایجاد اعتماد بیشتر در خواننده
حتما میدانید که یکی از کلیدهای قانع کردن مردم، ایجاد اعتماد در آنها است. اگر این کار را به خوبی انجام دهید، حداقل، شانسی برای درگیر کردن و قانع کردن خواننده دارید؛ با این وجود، اگر این کار را به خوبی انجام ندهید، هیچکدام از تکنیکهای تجملی تبلیغ نویسی شما را نجات نمیدهد. با تبلیغاتی واقعبینانه و دور از اغراق و بزرگنمایی، اعتماد بیشتری جلب میکنید. لازم نیست خودتان و محصولتان را بیش از حد بزرگ کنید. چنین کاری حتی اگر باعث افزایش فروش شود، پس از خرید در خریدار حس یاس و ناامیدی ایجاد میشود.
9. استفاده از واژههای تصویری
تا میتوانید در تبلیغات خود از واژههای تصویری استفاده کنید. «ارائه خدمات IT» به هیچ وجه تصویری نیست. «نصب دوربین مداربسته» تصویریتر است. بهجای اینکه در تبلیغ خود بنویسید محصولتان باکیفیت است، دقیقا و تصویری توضیح دهید منظورتان از کیفیت چیست. هر چه مخاطب با خواندن تبلیغ شما در ذهنش تصاویر بیشتری ببیند، تبلیغ شما جذابتر است.
نویسنده: ژان بقوسیان
مرجع: modiresabz.com

با وجود اینکه در عصر دیجیتال زندگی میکنیم، همچنان چالشهای زیادی برای وبسایتهای فروشگاهی وجود دارد. رقابت بین میلیونها محصول بسیار شدید است. در این میان ابزاری قدرتمند وجود دارد (گوگل) که کاربران به راحتی با جستجو در آن میتوانند قیمتها و مشخصات محصولات را بررسی کنند و بهترین گزینه خرید را انتخاب کنند و تصمیم بگیرند قبل از ورود به سایت شما چه چیزی بخرند. حال با توسعه و رشدی که امروزه دیجیتال مارکتینگ داشته، این 13 استراتژی در بازاریابی اینترنتی بسیار اهمیت دارند تا شما هم بتوانید با اجرای این موارد، سهمی از 2.8 ترلیون دلار سالانه این بازار داشته باشید.
1. تصویر محصول را به بهترین شکل نمایش دهید
کاربران و خریداران دوست دارند که تقریبا به هر نوع اطلاعات در هر زمانی دسترسی داشته باشند؛ چرا که جنبه بصری محصول روی خریداران بسیار اثرگذار است. استفاده از تصاویر با جزئیات دقیق به شما کمک میکند محصولات شما را بدون دردسر و خیلی سریع ببینند و شاید بدون مطالعه توضیحات، اقدام به خرید کنند. میتوانید برای تصاویر خود قابلیت بزرگنمایی بگذارید یا امکان نمای 360 درجه برای محصولات فراهم کنید. بررسیهای انجام شده نشان داده که قرار دادن تصاویر سه بعدی میتواند فروش را 25 تا 30 درصد افزایش دهد.
2. ویدیویی از محصول قرار دهید
اگرچه همه محصولات نیازی به ویدیو ندارند اما میتوانید کاربرد آن را در قالب یک ویدیو منتشر کنید. بنا بر گزارش HubSpot، بودن ویدیو برای محصول حدود 81 درصد از خریداران را مجاب میکند که اقدام به خرید کنند. اگر بتوانید برای محصول خود یک ویدیو آماده کنید و جزئیاتش را کامل توضیح دهید، خریداران به درستی تصمیم میگیرند و با اطمینان بیشتری خرید میکنند.
3. از هوش مصنوعی کمک بگیرید
هوش مصنوعی میتواند تاثیر قابلتوجهی در فروش اینترنتی شما بگذارد. با هوش مصنوعی میتوانید اطلاعات و رفتارهای کاربران را جمعآوری کنید و واکنشهای مشتریان را ثبت کنید. سپس معیارهای نرخ تبدیل، نرخ مشارکت و خیلی موارد دیگر را مورد بررسی قرار دهید. با این اطلاعات میتوانید عملکرد سایت را بهبود دهید و کاربران را به خریداران وفادار تبدیل کنید. هر چقدر کاربران در سایت شما احساس بهتری داشته باشند و تجربه خوبی کنند، احتمال بازگشت آنها بالا میرود و نظرات مثبت برای سایت بیشتر خواهد شد.
هوش مصنوعی میتواند به شما بگوید که بازدیدکنندگان چه محصولاتی را بیشتر میخواهند و بر اساس این اطلاعات، محصول موردنظر کاربر را برایشان نمایش دهید. همچنین از هوش مصنوعی میتوانید در جهت توسعه بخش پشتیبانی استفاده کنید و یک تجربه شیرین را برای مشتریان خود از زمان خرید تا تحویل رقم بزنید.
4.قابلیت فیلتر محصولات را به سایت خود اضافه کنید
وقتی محصولات در سایت، بیشتر و بیشتر میشوند، به یک فیلتر پیشرفته نیاز پیدا خواهید کرد. هیچکس وقت ندارد تک تک محصولات سایت را ببیند و از بین آنها انتخاب کند بلکه شما باید شرایط را فراهم کنید تا کاربر بتواند با سرعت و دقت بالا، به محصول موردنظر خود برسد. طبق گزارشات bigcommerce.com حدود 42 درصد از سایتهای فروشگاهی از فیلتر پیشرفته استفاده نمیکنند، پس با افزودن این قابلیت میتوانید نرخ تبدیل و فروش را افزایش دهید و خرید برای کاربران راحتتر کنید.
5. از رباتها در چتهای آنلاین استفاده کنید
این مورد هم یک هوش مصنوعی است؛ اما استراتژی خودش را دارد. پاسخگویی درست و دقیق به سوالات، احتمال خرید را افزایش میدهد و خرید را آسانتر میکند. دلیلش این است که شما برای سوال خریدار فورا پاسخی در جهت رفع آن میدهید و آنها نیز مسیر خرید را ادامه میدهند؛ بنابراین پاسخهایی که رباتها میدهند بسیار اهمیت دارد چون میتواند مسیر خرید را تغییر دهد. توجه داشته باشید که با این رباتهای کوچکِ پاسخگو میتوانید طوری پاسخدهی کنید که خریداران حس کنند طرف مقابل یک انسان است.
6. در ارسال محصول انعطاف داشته باشید
یکی از دلایلی که سبد خرید، توسط خریداران رها می شود، گزینههای کم یا نامناسب در ارسال محصول است. 45 درصد از خریداران آنلاین، هنگامی که با گزینههای نامناسب ارسال کالا مواجه میشوند، سبد خرید را رها میکنند. توقع برخی کاربران این است که بعد از پرداخت وجه، محصول باید خیلی سریع به دستشان برسد یا اینکه انتخاب کنند محصول کمی دیرتر به دستشان برسد و در مقابل هزینه کمتری را پرداخت کنند؛ بنابراین هدف شما فقط فروش محصول نیست و باید راههای ارسال محصول را هم در حالتهای متنوع قرار دهید؛ بنابراین گزینههای متنوعی را برای ارسال قرار دهید تا خریدار انتخابهای بیشتری برای تحویل داشته باشد.
مثلا میتوانید برای ارسال، گزینههای زیر را داشته باشید:
7. درصد رها کردن سبد خرید را کاهش دهید
همانطور که در بالا اشاره کردیم، تعداد زیادی از کاربران در مواجهه با منطبق نبودن گزینههای ارسال با شرایط خودشان، سبد خرید را رها میکنند. 69 درصد از موارد برای زمانی است که هزینههای ارسال منطقی نیست. یکی دیگر از دلایل رها کردن سبد خرید این است که فرایند خرید برای خریدار پیچیده است. کند بودن سرعت سایت در صفحه تسویه حساب مشکل دیگری است که میتواند منجر به رها کردن سبد خرید شود. پس باید فرایند را ساده کرد و سرعت را بهبود داد و گزینههای ارسال را افزایش داد تا خریدار سبد خرید را رها نکند.
یکی از موثرترین راهکارهای برگرداندن افراد به سبد خرید این است که برای آنها ایمیلهایی ارسال کنید و ترغیبشان کنید تا خرید خود را ادامه دهند. بر اساس بررسیهای انجام شده، نزدیک به نیمی از ایمیلهای یادآوری سبد خرید، توسط افراد باز میشوند و حدود یک سوم به فروش ختم میشود.
8. قابلیت افزودن به علاقهمندیها را به سایت خود اضافه کنید
لیست علاقهمندیها برای کاربران میتواند به فروش شما کمک کند. چرا که متوجه خواهید شد کاربران شما به چه محصولاتی علاقهمند هستند. با داشتن این اطلاعات طلایی میتوانید برای آنها ایمیلهایی ارسال کنید و پیشنهادهای شگفتانگیزی بدهید و این لیست طلایی علاقهمندیها را به خرید تبدیل کنید.
9. اجازه دهید برای محصولات امتیاز و نظر ثبت شود
هیچ چیزی بهتر از این نیست که خریدار محصولی را ببیند که افراد دیگر، از خرید آن رضایت کامل دارند و نظرات مثبتی را برایش ثبت کردهاند. ثبت تجربه خوب خریداران قبلی برای محصول، باعث میشود که اطمینان برای خریدار جدید ایجاد شود. احتمال خرید محصولی که مورد تایید خریداران قبلی بوده 54 درصد بیشتر از دیگر محصولات است. دو روش ساده وجود دارد که کاربران تجربه و نظر خود را راجب محصول خریداری شده بدهند:
10. سایت شما باید نمایش خوبی در موبایل داشته باشد (رسپانسیو باشد)
امروزه کاربران ترجیح میدهند کارهای آنلاین خود را با موبایل انجام دهند. این رفتار در خریدهای آنلاین نیز صدق میکند؛ بنابراین سایت شما باید طوری طراحی شده باشد که نمایش مناسب و درستی در گوشیهای تلفن همراه داشته باشد. طبق گزارش Adweek، گوگل به این نتیجه رسیده است که 73 درصد از کاربران وقتی سایتی را میبینند که نمایش خوبی در صفحه نمایش موبایلشان ندارد، آن را ترک میکنند.
دکمهها، لینکها و چیزهایی که اهمیت بالایی دارند را طوری قرار دهید که به راحتی قابل رویت باشند؛ مثلا دکمه «افزودن به سبد خرید» در صفحه محصول بهتر است بهصورت چسبان در حالت موبایل باشد تا وقتی خریدار صفحه سایت را به بالا و پایین میبرد، دکمه «افزودن به سبد خرید» همیشه برایش در دسترس باشد. این نکته برای دکمه سبد خرید هم صدق میکند که باید طوری باشد که همیشه در دسترس خریداران باشد.
11. هدفگیری مجدد کنید
هدفگیری مجدد یکی از نکات اساسی موفقیت برای هر سایت فروشگاهی است. از هوش مصنوعی کمک بگیرید و رفتار خریداران را ثبت و بررسی کنید. سپس محصولات و خدمات خود را به مشتریان خود نمایش دهید. کاربران شما با مراجعه به سایت، از بودن این خدمات آگاه میشوند و خیلی سریع به صفحه محصولاتی که موردعلاقهشان بوده میروند یا محصولی را که فراموش کرده بودند را بازبینی میکنند.
12. صفحه پرداخت را ساده کنید
بخشها و فیلدهای پیچیده و اضافی را از صفحه پرداخت حذف کنید و این بخش را به سادهترین شکل ممکن طراحی کنید؛ چرا که طراحی نامناسب برای این صفحه، منجر به رها کردن صفحه پرداخت میشود. صفحه پرداخت بهتر است چند مرحلهای نباشد و همه کارها در یک صفحه انجام شود. اگر یک صفحه بودنش امکانپذیر نیست و باید بیشتر از یک صفحه باشد، حتما صفحات قبل از پرداخت را سادهتر طراحی کنید. یکی دیگر از نکاتی که در صفحه پرداخت باید رعایت کنید قرار دادن نوار پیشرفت کار است که بسیار میتواند روند کار را بهبود دهد.
13. فروش محصولات را در شبکههای اجتماعی گسترش دهید
با توجه به استفاده زیاد کاربران از شبکههای اجتماعی، محصولات خود را در این شبکهها قرار دهید و امکان مشاهده محصولات خود را در شبکههایی مانند اینستاگرام، تلگرام، فیسبوک فراهم کنید و اجازه دهید تا کاربران خارج از سایت هم بتوانند اقدام به خرید کنند.
با اجرای این 13 استراتژی میتوانید فروش و محبوبیت سایتتان را افزایش دهید.
نویسنده: محمدرضا عابدینی - تیم مدیر سبز
منبع: modiresabz.com